ابراهيم عاملي ( موثق )

15

تفسير عاملي ( فارسي )

« انّ لنفسك عليك حقّا » و در تحت وى خزائن اسرار قدم نهاده‌اند اگر اين ديوار نفسانى پست شود خزينه ى اسرار ربّانى بر صحرا افتد و هر بىقدرى ، و ناكسى در وى طمع كند و سرّ اين كلمات آن است كه گنج حقيقت را در صفات بشريّت نهاده‌اند اطوار طينت درويشان پرده ى آن ساخته همان است كه آن جوانمرد گفت : دين ز درويشان طلب زيرا كه شاهان را مدام رسم باشد گنجها در جاى ويران داشتن مجمع : « ينقضّ » با ضمّ ياي مضارع و « ينقاص » با الف و صاد بى نقطه نيز قرائت شده است كه دوّم قرائت عليّ عليه السّلام و عكرمه و يحيى بن يعمر است . « لَاتَّخَذْتَ عَلَيْه » مجمع : « لتخذت » با كسر خاء و تخفيف تاء نيز قرائت شده است . « فَكانَتْ لِمَساكِينَ » 79 فخر : شافعى به اين آيه استدلال كرده است كه فقير نادارتر از مسكين است چون آن مردم با اينكه داراى كشتى بودند در آيه مسكين ناميده شده‌اند « 1 » . « وَكانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ » مجمع : قتادة و ابن عبّاس گفته‌اند : يعنى در جلو آنها پادشاهى بود كه هر كشتى درست را ميگرفت ، عبّاد بن صهيب گفت بكوفه رفتم تا از اسماعيل بن خالد سخنى و علمى فراگيرم در را هم شيخى نشسته بود نشانى خانه ى اسماعيل از او پرسيدم او گفت « ورائك » گفتم : برگردم ؟ جواب داد : من ميگويم « ورائك » تو ميگوئى : برگردم ؟ گفتم : مگر وراء پشت سر نيست ؟ گفت : نه .

--> ( 1 ) ابو الفتوح گويد : آيه دليل آن مىكند كه مسكين آن باشد كه او را چيزى باشد و كفايتش نباشد و زكات به او توان دادن چون چيزى دارد و به آن تصرّف نتواند كردن ، و در اخبار ما چنين آمده كه اگر هفتاد درم دارد و تصرّف داند كردن به آن ، زكات مر او را نشايد دادن ، و اگر هفتصد درم دارد و تصرّف نداند كردن زكات مر او را شايد داد ، و در شاذ خواندند « كانت لمساكين » بتشديد سين يعنى از آن بخيلان بود و اين قرائت وجهى ندارد . ( مصحّح )